محمد مهدى ملايرى
332
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
افزوده شد « 1 » . اين عربها كه بلاذرى به ورود آنها به عراق اشاره كرده همانها هستند كه نخستين بار به سركردگى عتبة بن غزوان به بصره آمدند و شرح جنگهاى آنان در استان شادبهمن پس از اين خواهد آمد . چنان كه در آنجا در شرح جنگ مذار مركز تسوى ميشان ذكر شده گذشته از شكافهائى كه در مسير رودهاى سركش روى مىداده و معمولا از حوادث طبيعى شمرده شدهاند . سيلهائى هم كه در اثر خرابكارى مهاجمان و ويرانى عمدى سدّها روان مىشده در غرق زمين و مال و منال و مردم آنجا بىاثر نبوده است . در گفتارى كه پيش از اين با عنوان « تقسيمات كشورى و ديوانى سورستان در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى » گذشت دربارهء دگرگونيهائى كه در همين دوران انتقال در آن تقسيمات حاصل شده و علل و اسباب آن دگرگونيها عبارتى از كتاب التنبيه و الاشراف مسعودى نقل گرديد كه بخشى از آن مربوط به همين ماندابها بود . در آنجا مسعودى شكستن سد و بندهاى جانبى رود دجله و خروج دجله را از مسير اصلى خودش و انحراف آن را از سمت شرق به سمت غرب و غرقه ساختن بسيارى از كشتزارها و دهات و روستاهاى آباد اين منطقه و تبديل كردن آنها را به ماندابها ( در عربى بطائح ) به اجمال ولى تا حدى به روشنى بيان كرده كه با توجه به آن بهتر مىتوان به ابعاد گستردهء آن دگرگونى و آثار ويرانگر و پىآمدهاى مهم آن پى برد . از نوشته مسعودى مىتوان دريافت كه آثار ويرانگر آن روىداد تنها در غرقه ساختن كشتزارها و دهات و روستاهاى غرب دجله و تبديل آنها به ماندابها خلاصه نمىشده بلكه در شرق دجله نيز آباديهاى بسيارى را خراب و مزارع پهناورى را به دشت سوزان تبديل كرده است . چون انحراف دجله به سمت غرب باعث قطع آب از مناطق شرق دجله گرديده و سرزمينهاى آباد و پرنعمت آن
--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 358 ، « ثمّ دخلت العرب ارض العراق و شغلت الاعاجم بالحروب . فكانت البثوق تتفجّر فلا يلتفت اليها و يعجز الدّهاقين عن سدّ عظمها . فاتّسعت البطيحة و عرضت . »